کد خبر: 1757
تاریخ انتشار: ۱۲ آذر ۱۳۹۰ - ۲۱:۵۳
نسخه چاپی نسخه چاپی
send ارسال به دوستان

عاشورای حسینی
حضرت ابوالفضل العباس (ع)

حضرت عباس بن علی( العباس بن علی بن ابی طالب) پدرشان علی بن ابی‌طالب و مادرشان ام‌البنین است. در چهارم شعبانسال ۲۶ ه.ق متولد شدند و ایشان را به سبب زیبایی چهره‌اش،قمر بنی هاشم لقب داده بودند. کنیه‏ اش ابوالفضل و در جنگ‌های صفین و نهروان در کنار پدرشان حضرت علی جنگیده‌است.

حضرت ابوالفضل العباس 

حضرت عباس بن علی( العباس بن علی بن ابی طالب) پدرشان علی بن ابی‌طالب و مادرشان ام‌البنین است. در چهارم شعبانسال ۲۶ ه.ق متولد شدند و ایشان را به سبب زیبایی چهره‌اش،قمر بنی هاشم لقب داده بودند. کنیه‏ اش ابوالفضل و در جنگ‌های صفین و نهروان در کنار پدرشان حضرت علی جنگیده‌است. حضرت ابوالفضل سه برادر به نام‌های جعفر، عبدالله و عثمان داشتند که تمامی آنان نیز در روز عاشورا سال ۶۱ ه.ق در کربلا به شهادت رسیدند . ابوالفضل العباس با لبابه دختر عبیداللّه‏ بن عباس ازدواج کرد و دارای دو فرزند به نام‌های عبیداللّه‏ و محمد شد. محمد نیز در سن پانزده سالگی در روز عاشورا در کربلا به شهادت رسید و عبیداللّه‏ قاضی مکه و مدینه بود.

در روز عاشورا حضرت ابوالفضل ۳۴سال سن داشتند .چون تشنگی بر (امام حسین(عو یارانِ او سخت گشت، کودکان به حسین بن علی شِکوِه آوردند و از فرط عطش می‌نالیدند امام حسین ، برادرش عباس را صدا کرد و فرمود تا با چندنفر به فرآتبروند و برای تشنگان آب بیاورند. حضرت عباس با ده سوار همراه شد و مشک ها را برداشت و چون به مدخل آب فرآت رسید، یارانِ ابن زیاد بر کنار فرات نشسته بودند و شریعه را بسته بودند. چون ابوالفضل العباس را دیدند، بر او حمله کردند. حضرت عباس پس از آن رجزی خواند و بر آنها حمله کرد و به آب رسید و مشک را پر از اب کرد ولی خود ننوشید آنگاه که از شریعه فرآت بیرون آمد و مشک بر دوش داشت و سپاهیان عمرسعد از هر طرف او را تیرباران کردند و در همین حال کسی بر او حمله کرد و دست راست آن حضرت را برید و ایشان مشک را با دست چپ گرفتند در این حال شخص دیگری حمله کرد و دست چپ سقای کربلا را برید و حضرت ابوالفضل بر زمین افتاد و مشک را بر دهان گرفتند. در این حال عمرسعد ندا داد که مشک را تیرباران کنند در این زمان بود که عمودی آهنین بر فرق سر حضرت ابوالفضل فرود آوردند. وقتی که امام حسین بر بالین خون آلود حضرت عباس حاضر شد ندفرموند اکنون کمر من شکست. آرامگاه حضرت ابوالفضل در نزدیکی حرم امام حسین در کربلا قرار دارد . بین آرامگاه حضرت عباس و امام حسین به بین الحرمین مشهور است .


 

حضرت ابوالفضل در  نوحه های لری

      در نوحه های لری ، حضرت ابوالفضل  بزرگ شده مکتب  سُرِ (سرخ) شهادت است که  با در رگ داشتن خونی از عشق برادر و مولایش حسین بن علی و سرمشقی از راه و رسم سربداری ، ظالم کشی  را آیین خود می داند:

مه ابوالفضلم و ظالم کشی آیین منه             عشق سالار شهیدو ده رگ و خین منه

مکتب سُر شهادت مکتب عشق منه     راه و رسم سر وه داری درس و سرمشق منه

 

 

حضرت ابوالفضل چراغ ایل و یادگار شمشیر حیدر است  که با قد علم کردنش بار غم را از سینه ایل می راند:

چراخ ایل و آبادی منی تو      هناسی روژَلِ شادی منی تو

 یادگار شمشیر حیدر تونی           خین ِ سُرِ فاتح خیبر تونی

قد علم کو تا ده دل ماتم روئه     تا ده سینه ایل بار غم روئه 

 برخی از صفات و القاب حضرت ابوالفضل العباس که در نوحه های لری آمده عبارتند از :

 علمدار حُسی (حسین) ،شیر سُرِ (سرخ )کربلا ،عباس دلاور ،کر رشید حیدر ، کُر علی مرتضی ، یل صف شکن روزگار ،یوسف ام البنین ،کر رشید سردار خیبر ، زاده ام البنین ، سقا و میر لشگر ،میر علمدار ، سفای تشنه لو (لب) ، سقای مظلومو (مظلومان) ،نور چش  (چشم) پیامبر ، وارث شمشیر ذوالفقار ، بازوی پر قدرت شیر خدا ، سقا و فرمانده و پیشتاز فوج لشگر و…


     عباس (ع)

(سروده : جعفر شیرزاد)

کویری پر غم و صحرای تشنه

امو ده سوزش لویای تشنه

کنار نهری ده آو گوارا

کی دییه تا ایسه سقای تشنه؟

پشتم ده داغ جوسوزت اشکسه

گرد غم وه رخ طفلو نشسه

خیمه یا بی ده پناهت ابوالفضل 

علقمه بی قتلگاهت ابوالفضل



عباس قمر بنی هاشم

(سروده علی رضا صیادبیرانوند)

رقیه تشنه ی دیدار تونه نه تشنه آو

ها هنا میکه وری جون علی وش بی جواو

بال چش وردار بئین دلش بیه سی تو کواو

شیر جنگی  وقت میدون تون نه وقت خواو

نمنه وه اهل خیمه آز و نه تاو و قرار

تشنه ئی و بچون آل علی شیونه شار

رقیه هنی منه دل و طماء چش انتظار

پیچسه ده خیمه یا ده داغ تو برار برار

نور چشیامی امیدمی برار ایمونمی

قوت قلب و دس راس و ستین جونمی

عشقمی برارمی سردار ای میدونمی

هوم دل و هوم رازمی هوم راهمی توونمی



ابوالفضل (ع)

(سراینده :شوریده لرستانی به زبان لکی)

برار شیرم ابلفرض دلاور

علمدار رشید صخره پیکر

تو چو پشت دویمو بی پیایی

ابلفرضی ! مریتی مرتضایی

چراخ ایل و آبادی منی تو 

هناسی روژل شادی منی تو

برا دشمن رمن هی که ! رکاو ده!

همالل هاتنه ایلو چپاو که

برا ا نوم ایلم کا دیاری 

وه پیخمبر قسم تو ذوالفقاری

یکه کل ا خیال مه بری تو 

نفس ا گیو همال مه بری تو 

برا زورو گره گرد  آسمونم

براله گرمی بن بن سخونم

براله ! روژ تنگ تو جا هنامی

نوم نویر خدا هر تو برامی

برا شمشر روژ تنگ منی تو 

شپر توزون روژ جنگ منی تو



رسم سروداری

مه ابوالفضلم و ظالم کشی آیین منه

عشق سالار  شهیدو ده رگ و خین منه

مه کر حیدر کرارم که شو وا دل و جو

وه گرده آذوقه موئرد در حونه یتیمو

خود دونی امالبنین دالکه سرافراز منه

عفت دامون زهرا قبله راز منه

مکتب سر شهادت مکتب عشق منه

راه و رسم سروداری درس و سرمشق منه

مه کر رشید سردار دلیر خیبرم

زاده ام البنین نور چش پیغمبرم

بوسه گاه مصطفی بی اوسه هر دو دس مه 

که چنی غلطو ده خینه پیکر بی کس مه

وارث شمشیر ذوالفقار دس حیدرم

مه علمدار حسی سقا و میر لشگرم 



ساقی دشت کربلا

(سروده :محمد کرم زاده)

ساقی دشت کربلا اباالفضل

کر علی مرتضی اباالفضل

وری ده جا یاری بکو براره

دلداری بی خوئر بی قراراه

وه دس بئیر قبضه ی ذوالفقاره 

برار خو و با وفا اباالفضل

همه شو تشنه لوئن اهل حرم

مثل علی مظهر جود و کرم

نیل و زمی بمونه مشک و علم 

فرمانده ی کل سپاه اباالفضل

تو تشنه و علقمه پر ده آو

وا ذوالفقار دشمن بو ده عذآو

حونه ستمگر بکو تو خرآو

ساقی دشت کربلا اباالفضل

وری وری زینبت دل غمینه

حالا رییه داغ تونه بئینه

دالکه چش و رته ده مدینه

کر رشید مرتضی اباالفضل

تو یل صف شکن روزگاری

میر سپاه حریم براری

تو کر حیدر دل دل سواری

کشته وه دس اشقیا اباالفضل


 

تک سوار

یه تک سواری ها میا دلاوری چی حیدره

یه یادگار مرتضی یه عباس دلاوره

یه بازوی پرقدرت شیر خدا میر امم

یه سقا و فرمانده و پیشتاز فوج لشگره

او تا مقابل سپاه کوفیو می زه صدا

که ای گروه حیله گر ای دشمنون مصطفی

والله اگر دس و سرم ده بدن بکید جدا

نمی کشم دس ده حسی یه هه کلوم اخره

او پس و ه لشگر حمله ی جونونه ی مردونه کرد

او حیدرآسا حمله ای ده رزمگه فرزونه کرد

ده میمنه تا میسره قلب جناح ویرونه کرد

یه شیر سر کربلا یه عباس دلاوره

یه دخترون تشنه لو ده انتظار و اضطرو

که تا بیا سقای مظلومو بیاره مشک آو

هه چش وه ره و اشک و آه چی باقری قلب کواو

که ناگهو خور اوما حسینت بی برادره

 


سقای تشنه لو 

(سراینده :رمضان پرورده)

سقای تشنه لو میر علمدار 

ای کر رشید حیدر کرار

همه ده خیمه یا سیت بیقرارن

وا لو تشنه شو چش انتظارن

پیام زینب و اشک یتیمو

روونه کرد ابوالفضل و میدو

که ده آو فرات پر بکه مشکش

دشمن بی حیا قط کرده دسش

بی آو ورگشته و سینه هزار چاک

کسی نی خاک ده ریش بکنه پاک

چنی گت وا دل اشکسه سقاء

خدایا ری سیا کو قوم اعداء

مه که دس نارم و مشکم پتینه

وه چه ریئی روئم وه تی سکینه

 



بازدید از صفحه اول::... send ارسال به دوستان::... نسخه چاپی نسخه چاپی
نظرات بينندگان


...بهمن :

تشکر میکنیم از شما بابت زحماتی که برای این سایت انجام می دهی


...مشتاق دیدارش :

اسلام علیک یا اولاد علی …اشتیاق دیدارت رادارم یا قمر بنی هاشم قربان معرفتت شیعه بودنم را بهم نشان بده تا بیشتر از این دوست دارت باشم قربان دو دستت تشکر از سایت خوبتان